عزت الله مولايى نيا همدانى

378

نسخ در قرآن ( فارسى )

جامعه مترقّى انسانى است ، جامعه‌اى آزاد و آباد ، در راه ترقى و تكامل « 1 » ، ولى برخى از آن غافل بوده و نسخ در عرصهء شريعت را مورد انكار قرار مىدهند . دلايل نقلى براى اثبات نسخ در قرآن كريم گفتيم امّت محمدى اجماع و اتفاق نظر دارند كه نسخ ، عقلا جايز بوده و از جهت واقعيّت خارجى ، قطعا واقع شده و آياتى نيز از آيات الاحكام قرآنى شاهد صدق آن است و تنها كسى كه از مسلمانان با اين نظريه مخالفت ورزيد . « ابو مسلم اصفهانى » معتزلى در قرن چهارم و به پيروى از او ابن جنيد شيعى ، بوده و گروهى نيز از پژوهشگران معاصر به تقليد از وى چنين پندارى را ابراز داشته‌اند . و ما در قسمت نخستين اين بخش ، تحت عنوان « ادلهء عقلى اثبات جواز عقلى و وقوع نسخ در قرآن » جواز و وقوع آن را از منظر عقل ، اثبات نموده و گفتيم كه : « وقوع نسخ در حوزهء شرايع الهى نه امتناع ذاتى دارد و نه اشكال وقوعى ، چون امتناع ذاتى و يا اعتبارى ندارد ، پس محال نبوده بلكه جايز بوده است و از ديدگاه تاريخ نيز قطعا واقع شده و قرآن و سنّت قطعى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمهء دين - عليهم السّلام - و اجماع پژوهشگران اسلامى در ادوار گوناگون ، بر آن دلالت دارند . و توضيح داديم كه نسخ نسبت به شارع حكيم - عزّ و جلّ - دفع و بيان است و اما نسبت به ما مكلّفين كه از علم ازلى حق محجوبيم ، رفع است . از بنيادىترين دلايل نقلى بر جواز و ثبوت و وقوع « نسخ » در حوزهء قرآنى ، آياتى است كه در ذيل بيان مىگردد و اين نصوص قرآنى ، بدون تكلّف كاملا دلالت بر مطلب دارند و تأويل آنها خروج از چارچوب تفسير و منهج شناخته شده و مورد اتفاق پژوهشگران ژرف‌انديش و انديشور است .

--> ( 1 ) ر . ك : دكتر سيد محمد رادمنش ، پيشين ، ص 177 .